تاور کرین
tower crane
جرثقیل برجی
تاور کرین جرثقیل بلند متحرک برای جابجائی مصالح و بار در ارتفاع زیاد است. در ساختِ سازه های بلند و هر پروژه که نیاز به جابجایی های گسترده و وسیع اجسام در یک فضای مشخص را دارند مانند برج و سد سازی و… مورد استفاده قرار می گیرد.با توجه به قدرت مانور بالای تاور کرین در زمینه ی باربرداری در صنایع مختلف کاربرد بسیاری دارد .
تاور کرین علاوه بر بالا بردن بار بصورت عمودی در ارتفاع خود ، قابلیت جابجائی بار بصورت افقی در شعاع خود و بصورت دورانی تا ۳۶۰ درجه به دور خود را دارد.
تاور کرین توسط اپراتور وبه کمک ریگر هدایت می شود.
انواع اصلی تاور کرینها
بر اساس ساختار و شکل بازو
این معیار به شکل ظاهری بازوی اصلی (Jib) اشاره دارد که نوع بارگیری و مانور جرثقیل را تعیین میکند:
- لِوِل جیب (Level Jib):
Hammerhead or Top Slew
این متداولترین نوع است. بازوی افقی (Jib) در یک سطح ثابت میچرخد و کابل قلاب در طول بازو حرکت میکند.
مناسب برای پروژههای بلندمرتبه با فضای کاری باز. - لوفینگ جیب (Luffing Jib) :
Luffing Jib
بازوی این نوع جرثقیل میتواند به صورت عمودی (بالا و پایین) حرکت کند. این قابلیت شعاع کاری و ارتفاع قلاب را تغییر میدهد.
مناسب برای پروژههای متراکم و مناطق با محدودیت ارتفاع (مانند نزدیکی فرودگاه یا مناطق دارای موانع بلند)، زیرا میتوانند بازوی خود را بلند کرده تا از موانع عبور کنند. - تاپلس / بدون کله / فلتتاپ (Flat-Top / Topless Tower Crane )
راس یا تاج ندارد → بخش بالایی تخت و ساده ، مونتاژ سریعتر ، برای سایتهایی با برخورد جرثقیلهای دیگر، ایدهآل ، حمل راحتتر → قطعات کوچکتر
بر اساس نحوه نصب و استقرار
این معیار نحوه اتصال تاور کرین به زمین یا سازه را مشخص میکند و بر ارتفاع نهایی تأثیر دارد:
- ثابت (Static/Fixed Base):
Stationary Crane
به طور دائم بر روی یک فونداسیون بتنی ثابت (Anchor Base) نصب میشود. در طول پیشرفت پروژه، دکل آن با عملیات جکینگ بلندتر میشود. - متحرک (Traveling):
Rail Mounted
بر روی ریلهای مخصوصی که در محل پروژه نصب شدهاند، حرکت میکند. مناسب برای پروژههای طولانی و افقی (مانند ساخت پل یا نیروگاه). - بالارونده (Climbing/Internal):
Climbing Crane
این نوع در حین ساخت، دکل خود را در فضای هسته سازه (مثلاً چاه آسانسور) نصب میکند و با استفاده از سیستم هیدرولیک، همگام با ارتفاع ساختمان، از داخل بالا میرود. - خودنصبشونده (Self-Erecting) :
Self-Erecting/Fast Assembly
دارای دکل کوتاهتر است و نیازی به جرثقیل کمکی برای مونتاژ ندارد. خود جرثقیل میتواند دکل و بازو را باز کند.
مناسب برای پروژههای کوچک تا متوسط.
بر اساس نحوه مهار
(Anchoring Method)
- با مهار آزاد (Free Standing) :
Free Standing
ارتفاع دکل تا یک حد مشخص (که توسط سازنده تعیین شده) بدون نیاز به اتصال به ساختمان بلند میشود.
مناسب برای ارتفاعات محدودتر. - با مهار به ساختمان:
Braced/Anchoredدر ارتفاعات زیاد، دکل تاور کرین باید در نقاط مشخصی با استفاده از ستونهای فلزی یا سازههای مهاربندی، به بدنه ساختمان در حال ساخت متصل و مهار (Anchored) شود تا پایداری لازم در برابر باد و نیروهای جانبی تأمین شود.
بر اساس گردش
- تاور سرگردان (Top-Slewing )
رایجترین نوع در پروژههای ساختمانی ، مونتاژ مرحلهای - تاور کفگرد( Bottom-Slewing)
معمولاً سبک و کوتاه ، روی پایه میچرخد ، ارتفاع محدود ، کرین های کوچک ، mobile crane
توجه : انتخاب نوع تاور کرین یک تصمیم استراتژیک در فاز برنامهریزی پروژه است که باید بر اساس حداکثر ارتفاع، شعاع کاری مورد نیاز، محدودیتهای فضای سایت و بودجه پروژه انجام شود.
عملیات نصب تاور
اولین قطعه از تاور کرین که به کالسکه معروف است، داخل پی قرار می گیرد و درون بتن فونداسیون مدفون می شود. ابعاد پی با توجه به تناژ دستگاه و طبق کاتالوگ فنی متفاوت است. تقریبا وزنی معادل 180 تن و ابعادی حدود 10*10*1.3 متر دارد.
در بعضی از مدل ها، اولین قطعه (کالسکه) تاور کرین را به وسیله وزنه های بتنی در جای خود ثابت می کنند. در مدل های ریلی هم به این روش اجرا می شوند با این تفاوت که وزنه ها فقط بر روی پایه تاور کرین قرار می گیرند و و هیچ گونه اتصالی با زمین ندارند و بدین صورت امکان جابجایی تاور را به وجود می آورد.
بعد از گیرش بتن، سایر قطعات و سکشن های بعدی را تا ارتفاع مورد نظر با استفاده از جرثقیل ماشینی بر روی هم سوار می کنند.
در مرحله ی جکینگ را روی قطعات نصب می کنند. دستگاه بین ۲ سکشن قرار می گیرد.
افزایش ارتفاع تاور کرین به این صورت می باشد که تحت فشار جک های سیستم جکینگ ، کل دستگاه به اندازه ی یک سکشن بلند شده و قطعه جدید در فضای خالی ایجاد شده نصب می شود. پس از سفت کردن پیچ ها، سایر سکشن ها هم به همین ترتیب نصب می کنند و این مراحل را تا رسیدن به ارتفاع مورد نظر تکرار می کنند.
به ازای هر 15 تا 20 متر دکل یا ساقه تاور می بایست جه ایستائی و حفظ تعادل به وسیله دستک یا کمربند به ستون های سازه مهار گردد.
اجزا تاور کرین
تاور کرین یک سیستم پیچیده است که از چهار بخش اصلی تشکیل شده و تمامی این اجزا باید در هماهنگی کامل عمل کنند تا ایمنی و کارایی تضمین شود:
بخش ثابت و سازه پشتیبانی
این بخش وظیفهی پایداری و تأمین ارتفاع را بر عهده دارد:
- فونداسیون / پایه صلیبی (Foundation / Base): شاسی اصلی که بارها را به زمین یا فونداسیون منتقل میکند.
- پیچ و مهرههای فونداسیون (Anchor Bolts): اتصالدهندههای دکل به فونداسیون بتنی.
- دکل (Mast Sections): ستون عمودی که از سکشنهای فلزی متصل به هم تشکیل شده و ارتفاع کرین را تأمین میکند.
- مهار و بادبند (Ties / Braces): سازههای اتصالدهنده دکل به بدنه ساختمانهای مجاور برای افزایش پایداری.
- سیستم جکینگ (Jacking System): مکانیزم هیدرولیکی برای افزایش ارتفاع (تلسکوپاژ) با افزودن سکشنهای دکل.
- نردبانهای دسترسی (Access Ladder): مسیر صعود اپراتور به کابین.
بخش گردان و تعادل
این بخش مسئول چرخش و ایجاد تعادل گشتاور است:
- حلقه چرخان (Slewing Ring / Turntable): یاتاقان بزرگی که امکان چرخش ۳۶۰ درجه کل بخش فوقانی کرین را فراهم میکند.
- موتور و گیربکس چرخش (Slewing Motor & Gearbox): تأمین نیروی لازم برای چرخش بوم.
- بوم تعادل (Counter Jib): بازوی کوتاهی که در پشت دکل قرار دارد.
- وزنههای تعادل (Counterweights): بلوکهای بتنی سنگین که روی بوم تعادل نصب میشوند تا در مقابل بار حملشده، تعادل گشتاور ایجاد کنند.
- کابین اپراتور (Cabin ): محل کار اپراتور و مرکز کنترلهای دستی.
بخش باربرداری و حرکت بار
این بخش مستقیماً درگیر عملیات جابجایی بار به صورت عمودی و افقی است:
- بوم (Jib): بازوی افقی یا بالارونده برای حمل بار.
- میل مهاری بوم (Tie Bars / Pendants): میلهها یا کابلهای تقویتی که بوم را از خمش و شکستگی محافظت میکنند.
- ترولی (Trolley): کالسکه متحرک روی بوم که توسط موتور و گیربکس ترولی حرکت میکند و وظیفهی تغییر شعاع کارکرد را بر عهده دارد.
- وینچ بالابر (Hoisting Winch): شامل موتور و گیربکس قوی و درام برای جمعآوری و آزاد کردن سیم بکسل جهت بالا و پایین بردن بار (حرکت عمودی).
- سیم بکسل (Wire Rope): کابل فولادی که نیروی وینچ را منتقل کرده و بار را حمل میکند.
- شاریها (Sheaves / Pulleys): قرقرههای نصب شده در نوک بوم، ترولی و وینچ که مسیر سیم بکسل را هدایت میکنند و قدرت را افزایش میدهند.
- قلاب (Hook): محل اتصال نهایی بار به سیستم بالابر.
سیستم کنترل و ایمنی (تابلو برق و سنسورها)
این بخش حیاتیترین بخش برای عملکرد دقیق و ایمن تاور کرین است:
- تابلو برق (Electrical Panel): مرکز کنترل اصلی شامل PLC (کنترلر منطقی برنامهپذیر) و مدارشکنها برای حفاظت.
- درایورها /ااینورتر(Inverters / VFDs): کنترل دقیق سرعت و گشتاور موتورها برای حرکت نرم.
- سنسور وزن (Load Cell): اندازهگیری لحظهای وزن بار برای جلوگیری از بار بیش از حد (Overload).
- سنسور گشتاور (Moment Sensor): اندازهگیری گشتاور وارده برای جلوگیری از واژگونی کرین.
- بادسنج (Anemometer): اندازهگیری سرعت باد برای توقف عملیات در شرایط خطرناک.
- لیمیت سوییچها (Limit Switches): سنسورهای فیزیکی که حداکثر و حداقل حرکت ترولی و قلاب را کنترل میکنند.
- ترمزها (Brakes): مکانیزمهای الکترومغناطیسی و مکانیکی برای قفل کردن و توقف ایمن موتورها.

مراحل نصب تاور کرین ثابت
(Erection Procedure)
عملیات نصب (Erection) و بلند کردن دکل (Jacking or Climbing) تاور کرین (Tower Crane) فرآیندی پیچیده، حساس و کاملاً مهندسیشده است که باید با رعایت دقیق پروتکلهای ایمنی انجام شود.
نصب یک تاور کرین ثابت معمولاً به جرثقیلهای متحرک (Mobile Cranes) با ظرفیت بالا نیاز دارد و شامل مراحل زیر است:
آمادهسازی پایه و فونداسیون
- فونداسیون اصلی: ابتدا یک فونداسیون بتنی بسیار مستحکم (به نام پایۀ صلیبی یا Anchor Base) در محل مورد نظر اجرا میشود. این فونداسیون باید بر اساس محاسبات دقیق مهندسی و تحمل وزن و گشتاورهای عظیم جرثقیل باشد.
- نصب پایۀ دکل: قطعات فلزی مخصوصی که دکل روی آنها سوار میشود، درون فونداسیون بتنی ثابت (به شکل بولتهای Anchor) قرار داده میشوند.
مونتاژ اولیه دکل و واحد گردان
- نصب مقاطع اولیه دکل: مقاطع اولیه دکل (Mast Sections) که معمولاً تا ارتفاعی قابل دسترس برای جرثقیل متحرک هستند، روی پایه نصب میشوند.
- نصب واحد گردان (Slewing Unit): واحد گردان که به دکل اجازه چرخش میدهد، توسط جرثقیل متحرک در بالای مقاطع نصب شده قرار میگیرد.
نصب بازوها و وزنههای تعادل
- نصب بازوی افقی (Jib): بازوی اصلی که بار را حمل میکند، توسط جرثقیل متحرک بالا برده و روی واحد گردان نصب میشود.
- نصب بازوی تعادل (Counter Jib): بازوی کوتاهتر در سمت مقابل نصب شده و سپس وزنههای تعادل (Counterweights) برای ایجاد پایداری، روی آن قرار داده میشوند.
راهاندازی و تست
- نصب کابین و تجهیزات ایمنی: کابین اپراتور، تجهیزات برقی، کنترلی و حسگرهای ایمنی (مانند محدودکننده بار و باد) نصب میشوند.
- تست بار (Load Testing): پس از اتمام نصب، تاور کرین باید تحت آزمایش بار استاتیک و دینامیک قرار گیرد تا عملکرد صحیح تمامی مکانیزمها و پایداری سازه تأیید شود.
عملیات بلند کردن دکل
(Climbing/Jacking)
با پیشرفت پروژه و افزایش ارتفاع ساختمان، لازم است ارتفاع تاور کرین نیز افزایش یابد. این فرآیند به نام جکینگ (Jacking) یا (Climbing) شناخته میشود و کاملاً خودکار توسط خود تاور کرین انجام میشود.
نصب فریم جکینگ
ابتدا یک فریم هیدرولیکی مخصوص (Climbing Frame) در زیر واحد گردان (Slewing Unit) نصب میشود.
فرآیند بلند کردن دکل
(Self-Jacking)
- مهار و آزادسازی: تاور کرین در ارتفاع فعلی خود مهار میشود و اتصالات بین واحد گردان و دکل در نقطه جکینگ، به طور موقت آزاد میگردد.
- جکزنی هیدرولیک: جکهای هیدرولیک موجود در فریم جکینگ، واحد گردان و بازوها را به اندازه یک مقطع جدید دکل (Mast Section) بالا میبرند.
- ورود مقطع جدید: پس از ایجاد فضای کافی، جرثقیل با استفاده از وینچ مخصوص خود، یک مقطع دکل جدید را از زمین بالا کشیده و به صورت افقی، وارد فضای خالی ایجاد شده میکند.
- تثبیت و اتصال: مقطع دکل جدید توسط اپراتور در محل خود قرار گرفته و با پیچ و مهرههای سنگین به دکل و واحد گردان ثابت میشود.
- تکرار: این چرخه تا رسیدن به ارتفاع مورد نظر تکرار میشود.
استانداردها، مقررات و الزامات ایمنی
استانداردهای بینالمللی و ملی متعددی برای طراحی، ساخت، نصب، بازرسی و بهرهبرداری ایمن از تاور کرینها وجود دارد. دو مرجع اصلی در این زمینه عبارتند از:
استاندارد ASME
(انجمن مهندسان مکانیک آمریکا)
ASME B30.3 – Tower Cranes: این استاندارد جامعترین راهنما در سطح بینالمللی برای نصب، تست، بازرسی، نگهداری و استفاده ایمن از انواع تاور کرینها است. رعایت این استاندارد، حقیقت و واقعیت عملکرد بهینه دستگاه را تضمین میکند.
مقررات ملی ساختمان ایران
مبحث ۱۲ (ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا): این مبحث، الزامات کلی ایمنی کارگاههای ساختمانی، از جمله نصب و بهرهبرداری از تجهیزات سنگین مانند تاور کرین را مشخص میکند.
الزامات کلیدی ایمنی و فنی
(بر اساس استانداردها)
الزامات مربوط به نصب و پایداری
- طراحی فونداسیون: فونداسیون بتنی تاور کرین باید توسط یک مهندس سازه دارای صلاحیت، بر اساس گزارش دقیق ژئوتکنیک (مقاومت خاک) و محاسبات بارهای وارده، طراحی و تأیید شود.
- مهار (Anchoring): در ارتفاعات مشخص، دکل باید به طور موقت به سازه در حال ساخت مهار (Anchor) شود تا پایداری جانبی آن در برابر بارهای باد و لرزه تأمین گردد. نقشهها و جزئیات مهار باید توسط تولیدکننده یا مهندس سازه تأیید شود.
- همترازی دکل (Plumbness): دکل تاور کرین باید کاملاً عمود (در حد تلرانس مجاز) نصب شود تا بارگذاریهای جانبی نامتعادل ایجاد نشود. این موضوع پس از هر عملیات جکینگ باید کنترل شود.
الزامات بهرهبرداری و محدودیتهای بار
- جدول بار (Load Chart): اپراتور باید همیشه جدول بار (ظرفیت بار در شعاعهای مختلف) را در کابین داشته باشد. بلند کردن بار، نباید از ظرفیت تعیینشده در شعاع کاری تجاوز کند.
- محدودکنندههای بار (Load Limiters): نصب و کالیبراسیون صحیح حسگرهای الکترونیکی که از بارگذاری بیش از حد و رسیدن به گشتاور خطرناک جلوگیری میکنند، اجباری است.
- سرعت باد (Wind Speed): در صورت رسیدن سرعت باد به حداکثر مجاز ، عملیات باید متوقف و تاور کرین در حالت آزاد چرخش (Out of Service) قرار گیرد.
الزامات بازرسی و نگهداری
- بازرسی روزانه: اپراتور باید قبل از شروع هر شیفت کاری، بازرسی بصری روزانه از کابلها، ترمزها، روغنکاری، و اتصالات ایمنی را انجام داده و فرم بازرسی را امضا کند.
- بازرسی دورهای: بازرسیهای فنی دقیقتر (معمولاً ماهانه یا سهماهه) توسط شخص ثالث متخصص و دارای گواهینامه برای بررسی وضعیت ترکهای سازهای، سایش قطعات و وضعیت مکانیکی الزامی است.
- گواهینامه سلامت: تاور کرین باید دارای گواهینامه سلامت سالانه از مراجع ذیصلاح باشد.
ایمنی پرسنل و سایت
- فاصله ایمنی: رعایت فاصله ایمنی از خطوط برق فشار قوی، فرودگاهها (از لحاظ ارتفاع) و ساختمانهای مجاور حیاتی است.
- آموزش و گواهینامه اپراتور: اپراتور باید دارای گواهینامه رسمی و تأیید شده برای کار با تاور کرین باشد .
- محدوده عملیات: محدودههای خطر (شعاع حرکت بازو و محل بارگیری/تخلیه) باید با علائم هشداردهنده و حصارکشی مشخص شود.
نکات ایمنی حیاتی در بهرهبرداری از تاور کرین
رعایت این نکات از وقوع حوادث ناگوار و تأخیر در پروژه جلوگیری میکند:
بیمه تاور کرین
بیمه تاور کرین ، نوعی بیمه نامه است که خسارات و خطرات احتمالی وارد شده به جرثقیلهای مورد استفاده در پروژههای ساختمانی را پوشش میدهد. این بیمه نامه به ویژه برای پروژههای بزرگ و پیچیده که نیاز به استفاده از جرثقیلهای سنگین و حساس دارند، اهمیت زیادی دارد.
ایمنی مربوط به بار و ظرفیت
- محدودیت بار (Load Limits)
هرگز باری سنگینتر از ظرفیت مجاز (ظرفیت اسمی و ظرفیت در شعاع کاری فعلی) بلند نکنید. این اصلیترین دلیل واژگونی است. - محاسبه دقیق وزن بار
وزن محموله شامل وزن تجهیزات جانبی بالابر (مانند قلاب، تسمهها و سیم بکسلها) است. باید وزن دقیق بار قبل از بلند کردن محاسبه و به اپراتور گزارش شود. | - نوسان بار (Swaying)
بار باید به صورت عمودی و مستقیم بلند شود. جابجایی افقی بار بر روی زمین ممنوع است. از نوسان یا کشیدن بار اجتناب شود تا گشتاور ناخواسته ایجاد نشود. - تجهیزات ایمنی بار
استفاده از محدودکننده بار (Load Limiter) و محدودکننده گشتاور (Moment Limiter) که به درستی کالیبره شدهاند، الزامی است و نباید توسط اپراتور غیرفعال شوند.
ایمنی در شرایط آب و هوایی
- سرعت باد
در صورت رسیدن سرعت باد به حداکثر مجاز ، عملیات فوراً متوقف شود. - حالت “Out of Service”
در هنگام توقف کار یا وزش باد شدید، بازوی جرثقیل باید در حالت آزاد چرخش (Slew Brake Released) قرار گیرد تا جهت خود را با باد هماهنگ کند و از ایجاد نیروی جانبی مخرب جلوگیری شود. - رعد و برق و دید کم
در شرایط رعد و برق، مه شدید یا بارش سنگین که دید اپراتور کاهش مییابد، کار باید متوقف شود.
ایمنی پرسنل و دسترسی
- گواهینامه اپراتور
اپراتور باید دارای گواهینامه معتبر، تجربه کافی و سلامت کامل جسمی و روانی باشد. ارجحیت با حقیقت و صلاحیت واقعی است. - ناحیه امن (Exclusion Zone)
محدوده زیر بار و مسیر حرکت آن باید کاملاً خالی از پرسنل و تجهیزات غیرضروری باشد. هیچ کس نباید زیر بار معلق قرار گیرد. - ارتباطات
اپراتور تاور کرین باید از طریق بیسیم یا سیستم سیگنالینگ استاندارد، با یک ریگر (Rigger) یا هدایتکننده بار (Signalperson) واجد شرایط در ارتباط باشد. - صعود و فرود ایمن
اپراتور و بازرسان باید از مسیرهای ایمن، نردبانهای استاندارد و با استفاده از کمربند ایمنی و تجهیزات سقوطگیر (Fall Arrest Equipment) صعود و فرود کنند.
ایمنی مربوط به محیط و خطوط برق
- فاصله از خطوط برق
مهمترین خطر سایتهای ساختمانی! حداقل فاصله ایمنی از خطوط برق فشار قوی باید بر اساس ولتاژ خطوط و مقررات ملی رعایت شود و این فاصله هرگز نباید نقض شود. - اتصال به زمین (Grounding)
بدنه تاور کرین باید به درستی و به طور مؤثر به زمین متصل شود تا از خطرات شوک الکتریکی و صاعقه محافظت گردد. - بررسی مانع (Obstacles)
قبل از شروع عملیات، باید موانع احتمالی در شعاع چرخش (مانند ساختمانهای مجاور یا سایر جرثقیلها) بررسی و اقدامات احتیاطی (مانند محدودیت چرخش مکانیکی) اعمال شود. - بازرسی منظم
بازرسیهای روزانه، هفتگی و ماهانه توسط افراد متخصص، برای اطمینان از سلامت کابلها، ترمزها، مهارها و اتصالات سازهای، یک الزام استاندارد است.
ظرفیت باربرداری تاور کرین
(Load Capacity)
ظرفیت تاور کرین به حداکثر وزنی گفته میشود که جرثقیل میتواند در یک شعاع کاری مشخص، با حفظ پایداری، بلند کند.
تاورکرین ها در ظرفیت های ۳ ،4 ،۶ ، ۸ ، ۱۰ ، ۱۲ ، ۱۶ ، ۲۰ ، ۲۴ ، ۳۲ ، ۴۸ ، ۵۰ ، ۶۴ و حتی ۲۴۰ تن هم می باشند. لیکن معمولاً در ظرفیت 3 الی 20 تن مصرف بیشتری دارند.
وزن باربرداری جرثقیل برجی بستگی یه ظرفیت وزنی تاور و محل قرار گیری بار روی فلش دارد. نزدیک مرکز تاور (ساقه تاور) امکان باربرداری حداکثری را دارد و هرچه به نوک فلش نزدیک شود میزان باربرداری کاهش می یابد. استاندارد میزان باربرداری توسط سازنده مشخص می گردد.
تاور باید بصورت دائمی از زمان برپائی تا جمع آوری مورد بازرسی های دوره ای قرار گرفته و صدور گواهینامه سلامت تاورکرین انجام گردد.
ظرفیت یک تاور کرین یک عدد ثابت نیست، بلکه تابعی از دو عامل اصلی است:
- حداکثر ظرفیت اسمی (Maximum Rated Capacity)
این عدد بیشترین وزنی است که تاور کرین قادر به بلند کردن آن است. این ظرفیت معمولاً در نزدیکترین شعاع به دکل (R2 یا R3) یا در کوتاهترین طول بازو اتفاق میافتد.
مثال: یک تاور کرین ممکن است حداکثر ظرفیت اسمی 16 تن داشته باشد. - ظرفیت در نوک بازو (Tip Load Capacity)
این عدد حداقل وزنی است که جرثقیل میتواند در دورترین شعاع (نوک بازو) بلند کند. این ظرفیت بسیار کمتر از حداکثر ظرفیت اسمی است.
مثال: همان تاور کرین با ظرفیت اسمی 16 ton ممکن است در نوک بازوی 70m خود، فقط توانایی بلند کردن 2.3تن را داشته باشد.
نحوه محاسبه ظرفیت تاور
تعیین ظرفیت تاور کرین بر اساس اصل فیزیکی گشتاور (Moment) است.
به زبان ساده، تاور کرین باید همواره در حالت تعادل بماند. نیرویی که بار ایجاد میکند (گشتاور بار)، نباید از نیرویی که وزنههای تعادل ایجاد میکنند (گشتاور تعادل) و پایداری جرثقیل، بیشتر باشد.
شرط تعادل تاور کرین :
MCW > MCCW
MCCW (گشتاور بار) باید همیشه کمتر یا حداکثر برابر از MCW (گشتاور وزنه) باشد.
- گشتاور سمت وزنه تعادل: MCW
MCW = WCW * rCW- WCW = وزن وزنه تعادل
- rCW = فاصله افقی مرکز وزنه تعادل تا مرکز چرخش تاور
- گشتاور سمت بار: MCCW
MCCW = MLoad + MBoom + MTrolley + MWind
-
- گشتاور بار (Load Moment): MLoad=W*R
- ML : گشتاور بار معمولاً با واحد تُن متر (ton-meter) یا کیلو نیوتن متر (kN·m) است.
- WLoad = وزن چیزی که کرین بلند کرده.واحد معمولاً تُن (ton) یا کیلو نیوتن (kN) است.
- rLoad = شعاع بار ، فاصله افقی مرکز بار تا مرکز محور چرخش تاورکرین (Tower Slew Center).
این همان Radius است که در جدول بار کرین میبینی.
- گشتاور بار (Load Moment): MLoad=W*R
گشتاور بار، نیرویی است که تلاش میکند تاور کرین را به سمت جلو واژگون کند. (نیروی واژگون کننده)
کلیدیترین اصل فیزیکی است که عملکرد ایمن هر تاور کرین یا جرثقیلی را تضمین میکند.فرمول گشتاور بار (Load Moment)
این فرمول، اساس کار سنسور گشتاور (Moment Sensor) است.
گشتاور (Moment) در فیزیک به صورت حاصل ضرب نیرو در فاصله عمود بر آن نیرو تعریف میشود.
در تاور کرین، این نیرو همان وزن بار و فاصله، همان شعاع کارکرد است.
به همین دلیل، هرچه بار از مرکز دکل دورتر شود (شعاع کاری بیشتر شود)، جرثقیل برای حفظ تعادل باید وزن کمتری بلند کند.
-
- گشتاور وزن بوم: MBoom = WBoom×rBoom
- WBoom = وزن کل بوم ، وزن سازه فلزی بوم که از کارخانه داده میشود.
- rBoom = بازوی مؤثر وزن بوم ، فاصله افقی مرکز جرم بوم تا مرکز چرخش کرین. (معمولاً بین ۴۰% تا 50% طول بوم قرار دارد)
- گشتاور وزن ترولی: MTrolley = WTrolley×rTrolley
- WTrolley = وزن خود ترولی + سیستم حرکت
- rTrolley = فاصله تا مرکز چرخش ، یعنی جایی که ترولی روی بوم قرار گرفته.
- گشتاور وزن بوم: MBoom = WBoom×rBoom
- گشتاور باد (در طراحی): MWind = PWind×A×rCenter
- PWind = فشار باد (kg/m² یا N/m²) ، از آییننامه یا نقشه باد منطقه.
- A = سطح مؤثر بادگیری ، سطحی که باد به آن برخورد میکند (بوم + بار + سازهها).
- rCenter = فاصله مرکز سطح بادگیر تا مرکز چرخش ، این گشتاور فقط برای طراحی و شرایط Storm Mode است، نه کاربری روزمره.
گشتاور پایداری تاور :
گشتاور پایداری (Stability Moment) نیرویی است که توسط وزنههای تعادل (Counterweights) و وزن خود سازه تولید شده و وظیفهی آن، مقابله با گشتاور واژگون کننده بار است.
-
- گشتاور وزن سازه (Mt{Structure}})
این بخش شامل سهم وزن خود دکل، بوم تعادل، موتورها و کابین (کاج) در ایجاد پایداری است:
این مقدار توسط تولیدکننده کرین محاسبه شده و به عنوان یک عدد ثابت در ظرفیتسنجی کرین لحاظ میشود.
- گشتاور وزن سازه (Mt{Structure}})
جدول بار تاور کرین
(Load Chart)
تمام اطلاعات مربوط به ظرفیت در شعاعهای مختلف، در یک سند فنی حیاتی به نام جدول بار (Load Chart) یا منحنی بار (Load Curve) ارائه میشود.
- وظیفه اپراتور: اپراتور موظف است قبل از هر باربرداری، شعاع کاری و وزن بار را در این جدول مطابقت دهد و از عدم تجاوز از ظرفیت مجاز اطمینان حاصل کند.
⚠️ نکات الزامی در خصوص ظرفیت بار
* استفاده از محدودکنندهها: استفاده از محدودکنندههای بار (Load Limiters) و محدودکنندههای گشتاور (Moment Limiters) که به درستی کالیبره شدهاند و از نظر فنی تأیید شدهاند، باید فعال و غیرقابل دستکاری باشند.
* محاسبه وزن کامل: وزن بار باید شامل وزن تجهیزات بالابر (قلاب، شگل، سیم بکسل) و همچنین تأثیر زاویه بکسلبندی باشد.
* تأثیر سرعت باد: استانداردها حکم میکنند که ظرفیت جرثقیل باید در شرایط باد شدید، به دلیل افزایش نیروهای جانبی، به طور موقت کاهش یابد.
بازرسی تاور کرین (Tower Crane Inspection) فرآیندی حیاتی و استاندارد است که هدف آن تضمین ایمنی، شناسایی سایش، فرسودگی، و پیشگیری از خرابیهای ناگهانی و حوادث است. این فرآیند باید بر اساس برنامههای زمانی دقیق و توسط افراد متخصص انجام شود، زیرا ارجحیت با حقیقت و واقعیت سلامت فنی دستگاه است.
بازرسیهای تاور کرین
بازرسیهای تاور کرین در سه سطح اصلی و در زمانهای مشخص انجام میشوند تا پوشش کاملی از وضعیت فنی دستگاه فراهم شود:
بازرسی پیش از عملیات
(Pre-Operational/Daily Check)
این بازرسی سادهترین و متداولترین نوع است و باید توسط اپراتور قبل از شروع هر شیفت کاری انجام شود.
- هدف: اطمینان از عملکرد صحیح و ایمن مکانیزمها و سیستمهای هشداردهنده.
- موارد اصلی بازرسی:
-
- عملکرد صحیح سیستمهای کنترل و ترمزها (سیم بکسل، گردان، ترولی).
- بررسی سطح روغنها و روانکاری.
- بازرسی بصری از سلامت کابلها (Wire Ropes)، قرقرهها و قلاب (عدم وجود بردگی یا تابیدگی).
- اطمینان از کارکرد صحیح محدودکنندههای بار (Load Limiters) و سنسورهای ضدبرخورد (Anti-Collision Sensors).
- سلامت و قفل بودن تمام پینهای اتصال (Connection Pins) و پیچ و مهرههای دکل.
بازرسی دورهای
(Periodic Inspection)
این بازرسی به صورت منظم (معمولاً هفتگی، ماهانه یا سهماهه) و توسط فرد متخصص فنی یا سرپرست ایمنی سایت انجام میشود.
- هدف: بررسی عمیقتر سایش قطعات و وضعیت سازهای.
- موارد اصلی بازرسی:
- بررسی دقیق ساختار دکل (Mast)، بازوها و اعضای مهاربندی از نظر هرگونه ترک، خوردگی، تغییر شکل یا خمیدگی.
- بازرسی سیستمهای الکتریکی، جعبههای تقسیم و کابلکشی.
- آزمایش دقیق عملکرد سوییچهای حد نهایی (Limit Switches) برای بالا، پایین، و حرکت ترولی.
- بررسی صحت نصب وزنههای تعادل (Counterweights) و استحکام اتصالات آنها.
بازرسی جامع یا سالانه
(Annual/Major Inspection)
این بازرسی باید حداقل یک بار در سال یا پس از هر مونتاژ مجدد اصلی (Erection)، توسط یک شرکت بازرسی معتبر و شخص ثالث بیطرف انجام شود.
- هدف: تأیید کلی سلامت سازه و مکانیک جرثقیل و صدور گواهینامه سلامت (Certificate of Conformity).
- موارد اصلی بازرسی:
- تست بار (Load Testing): اجرای تستهای بار استاتیک (بلند کردن بار سنگینتر از ظرفیت اسمی در حالت سکون) و دینامیک (بلند کردن بار با حرکت و شتاب) طبق استانداردها.
- آزمایشهای غیرمخرب (NDT): استفاده از روشهایی مانند بازرسی ذرات مغناطیسی (MPI) یا امواج فراصوت (Ultrasonic Testing) بر روی نقاط حیاتی جوش و تنش (مانند اتصالات دکل و واحد گردان) برای کشف ترکهای پنهان.
- بازرسی کامل فونداسیون، مهارها و اتصالات به ساختمان.
🚨 نکات ایمنی در مورد بازرسی
- استقلال بازرس: بازرسیهای دورهای و جامع باید توسط تیمی انجام شود که از نظر اداری یا مالی تحت فشار مدیران پروژه یا پیمانکار نباشد تا بتواند حقیقت و واقعیت نقص فنی را قاطعانه گزارش دهد.
- ثبت مستندات: تمامی نتایج بازرسیها (شامل چک لیستهای روزانه و گزارشهای جامع سالانه) باید به صورت مستند و رسمی نگهداری شوند. این اسناد، مدرک قانونی سلامت جرثقیل هستند.
- توقف فوری: در صورت مشاهده هرگونه نقص حیاتی (مانند ترک در سازه، بریدگی سیم بکسل یا نقص محدودکنندههای بار) در هر یک از مراحل بازرسی، عملیات تاور کرین باید فوراً متوقف شود تا نقص برطرف و تأیید مجدد شود.
برند تاور کرین
لیبهر (Liebherr) آلمانترکس (Terex) آمریکاپوتن (potain ) فرانسه- شینشیانگ (Xinxiang ) چین
پوتن جانگ جیاگانگPotain ZJG (Zhangjiagang )چین- های کاتانو (Cattaneo)
- کرل (Kroll)
- پیکو (Pecco)
کن کرین (Konecranes )
خرید یا اجاره تاور کرین
یکی از تصمیمات کلیدی اقتصادی و استراتژیک در مدیریت پروژه (Project Management) است. هر کدام از این روشها مزایا و معایب خود را دارند که باید با توجه به ماهیت و اهداف پروژه شما (بر اساس استانداردها و واقعیتهای بازار) بررسی شوند.
مقایسه استراتژیک خرید در مقابل اجاره تاور کرین
- سرمایه اولیه :
- اجاره تاور کرین (Rental) : پایین (Low Capital)، تنها شامل هزینههای اجاره، نصب و حملونقل است.
- خرید تاور کرین (Purchase) : بسیار بالا (High Capital)، نیاز به سرمایه اولیه کلان برای خرید دستگاه نو یا کارکرده.
- هزینههای نگهداری و تعمیرات :
- اجاره تاور کرین (Rental) : مسئولیت اجارهدهنده ، معمولاً بر عهده شرکت اجارهدهنده است.
- خرید تاور کرین (Purchase) : مسئولیت خریدار، تمام هزینههای نگهداری، تعمیرات و بازرسیهای دورهای سنگین بر عهده مالک است.
- مدت زمان پروژه:
- اجاره تاور کرین (Rental) : پروژههای کوتاهمدت یا میانمدت ، که استفاده از تاور کرین کمتر از ۲ تا ۳ سال است.
- خرید تاور کرین (Purchase) : پروژههای بلندمدت ، پروژههای با عمر بالای ۳ تا ۴ سال یا برنامهریزی برای استفاده در پروژههای متعدد.
- انعطافپذیری
- اجاره تاور کرین (Rental) : بالا ، امکان تغییر مدل، ظرفیت و ارتفاع بر اساس نیاز پروژه جدید.
- خرید تاور کرین (Purchase) : پایین ، دستگاه خریداریشده ثابت است؛ تغییر یا ارتقاء آن پرهزینه است.
- ریسک مالکیت
- اجاره تاور کرین (Rental) : پایین ، ریسک ناشی از استهلاک، فرسودگی و کاهش ارزش دستگاه (Depreciation) بر عهده اجارهدهنده است.
- خرید تاور کرین (Purchase) : بالا، ریسک کامل استهلاک، نگهداری در انبار بین پروژهها و ریسک فناوری بر عهده خریدار است.
- مزیت مالیاتی
- اجاره تاور کرین (Rental) : هزینههای اجاره معمولاً به عنوان هزینههای عملیاتی کسر میشوند.
- خرید تاور کرین (Purchase) : امکان ثبت به عنوان دارایی و استهلاکپذیری (طبق قوانین مالیاتی).
📈 تحلیل تصمیمگیری
برای اتخاذ بهترین تصمیم (ارجحیت با حقیقت و واقعیت اقتصادی)، باید سه فاکتور اصلی را تحلیل کنید:
- مدت زمان استفاده (Duration of Need)
واقعیت اقتصادی: نقطه سربه سر اجاره و خرید معمولاً بین ۳ تا ۵ سال است. اگر مطمئن هستید که تاور کرین بیش از این مدت به صورت فعال در پروژههای شما کار خواهد کرد، خرید میتواند مقرونبهصرفه باشد. در غیر این صورت، اجاره بهترین تصمیم است. - قابلیت اطمینان (Reliability)
- خرید: اگر تاور کرین نو یا کارکرده اما کاملاً بازسازی شده خریداری شود، قابلیت اطمینان بالاست، اما نیاز به تیم فنی داخلی قوی دارد.
- اجاره: اگر دستگاه از شرکت معتبری اجاره شود، معمولاً از نظر فنی و بازرسی در وضعیت مطلوبتری است، زیرا شرکت اجارهدهنده مسئول نگهداری آن است.
- سرمایه در گردش (Working Capital)
قیمت اجاره ماهانه یا روزانه تاور کرین، یکهزینه عملیاتی کلیدی (Opex)در پروژههای ساختمانی است. برخلاف قیمت خرید که یکهزینه ثابت (Capex)است، قیمت اجاره تحت تأثیر عوامل متغیر و خدماتی است که باید در قرارداد لحاظ شوند.
خرید تاور کرین، بخش بزرگی از سرمایه در گردش شما را قفل میکند. در بسیاری از موارد، استفاده از آن سرمایه در بخشهای دیگر (مانند خرید مصالح یا توسعه بازار) بازدهی بالاتری دارد. اجاره، نقدینگی پروژه را حفظ میکند.
💡 توصیۀ تافیت:
برای شرکتهایی که هنوز حجم پروژههای بلندمدت و مستمر آنها به حد کافی نرسیده است، اجاره تاور کرین توصیه میشود. این امر ریسکهای عملیاتی و هزینههای غیرمنتظره تعمیرات را به شرکتهای تخصصی منتقل میکند و نقدینگی را برای پیشبرد سریعتر پروژه حفظ مینماید.
عوامل مؤثر بر قیمت اجاره تاور کرین
مهمترین عوامل مؤثر بر قیمت اجاره :
- مشخصات فنی تاور کرین و مدل (The Equipment)
مانند خرید، مشخصات فنی دستگاه اصلیترین عامل تعیینکننده نرخ اجاره است:- ظرفیت و طول بازو:
افزایش مستقیم قیمت، هرچه ظرفیت اسمی و طول بازو بیشتر باشد، نرخ اجاره بالاتر است.
جرثقیلهای با ظرفیت بالا، قطعات سنگینتر و دکلهای قویتری دارند که استهلاک بیشتری ایجاد میکند. - نوع و مدل :
Luffing Jib گرانتر است ،تاور کرینهای لوفینگ جیب (Luffing Jib) به دلیل پیچیدگیهای مکانیکی و کاربرد تخصصی در فضاهای تنگ، نرخ اجاره بالاتری نسبت به مدلهای معمولی Hammerhead دارند. - سال ساخت و برند
نو بودن = قیمت بالاتر، تاور کرینهای جدیدتر با برندهای معتبر (مانند Potain یا Liebherr) به دلیل تکنولوژیهای ایمنی بهتر و استهلاک کمتر، نرخ اجاره بالاتری دارند.
- ظرفیت و طول بازو:
- شرایط قراردادی و مدت زمان اجاره (Contract Terms)
مدت زمان قرارداد و نحوه تقسیم مسئولیتها بین اجارهدهنده و پیمانکار، عامل مهمی در تعیین نرخ ماهانه است:- مدت قرارداد :
مهمترین فاکتور تعدیل قیمت: هرچه مدت زمان قرارداد اجاره طولانیتر باشد (مثلاً بیش از ۱۲ ماه)، نرخ اجاره ماهانه کاهش مییابد (بر اساس اصل تخفیف حجمی). - مسئولیت نگهداری:
اگر نگهداری و تعمیرات (تعویض قطعات فرسوده) بر عهده شرکت اجارهدهنده باشد، نرخ اجاره بالاتر خواهد بود. اگر بر عهده مستأجر باشد، نرخ اجاره پایه کمتر، اما ریسک هزینه ناگهانی بالاتر است. - بیمه : پوشش بیمه بدنه، مسئولیت و حوادث تاور کرین در قرارداد تعیین میشود. میزان پوشش میتواند نرخ اجاره را تغییر دهد.
- مدت قرارداد :
- هزینههای جانبی عملیاتی (Ancillary Costs / Hidden Costs)
این هزینهها معمولاً در نرخ اجاره ماهانه لحاظ نمیشوند اما جزء هزینههای ضروری و سنگین فرآیند اجاره هستند و باید در محاسبات مالی پروژه گنجانده شوند:- نصب و دمونتاژ (Erection & Dismantling)
هزینه نصب اولیه و جمعآوری نهایی تاور کرین (Erection & Dismantling) جزو هزینههای یکباره و بسیار سنگین است. این هزینه شامل موارد زیر است: - اجاره جرثقیل متحرک (Mobile Crane): گرانترین بخش این عملیات است، زیرا به یک جرثقیل سنگین و گرانقیمت نیاز است.
- اجرت تیم فنی: دستمزد تیم متخصص مونتاژ و دمونتاژ.
- هزینه فونداسیون: تأمین مواد و اجرای فونداسیون بتنی ثابت (که پس از پایان کار باید تخریب شود).
- حمل و نقل و جابجایی (Transportation)
هزینه انتقال قطعات تاور کرین از انبار شرکت اجارهدهنده به سایت پروژه و بالعکس، که بسته به فاصله و تعداد تریلی مورد نیاز تعیین میشود. - هزینههای ارتفاع و مهار (Height & Anchoring)
- نصب و دمونتاژ (Erection & Dismantling)
-
-
- افزایش ارتفاع (Jacking): هزینه اجاره یا خرید مقاطع دکل مازاد (Mast Sections) و هزینه اجرت تیم فنی برای انجام هر عملیات جکینگ (بلند کردن دکل) در طول پروژه.
- مهاربندی: هزینه تأمین قطعات و اجرای مهارها (Anchors) برای اتصال دکل به ساختمان در ارتفاعات بالا.
-
- عوامل بازار و موقعیت جغرافیایی ، نوسانات ارزی
📊 تحلیل اقتصادی (پیش از اجاره)
- برآورد دقیق زمان: باید زمان لازم برای اتمام کار تاور کرین را تخمین بزنید و قرارداد را بر اساس همان مدت ببندید. تمدیدهای ناگهانی یا زودهنگام میتواند منجر به جریمه یا نرخهای نامطلوب شود.
- کنترل هزینههای جانبی: هزینههای نصب و دمونتاژ را به صورت شفاف و ثابت در ابتدای قرارداد مشخص کنید، زیرا این هزینهها میتوانند هزینه کل اجاره را به شکل غیرمنتظرهای افزایش دهند.
- بهینهسازی ارتفاع: تاور کرین را با حداقل ارتفاع آزاد مورد نیاز اجاره کنید و در صورت نیاز، عملیات جکینگ را به صورت برنامهریزیشده انجام دهید تا از پرداخت اجاره برای مقاطع دکل مازاد جلوگیری شود.
عوامل اصلی مؤثر بر قیمت خرید تاور کرین
قیمت خرید تاور کرین (Tower Crane) یک موضوع بسیار متغیر و پیچیده است و بسته به عوامل زیادی نوسان دارد. درک این عوامل برای مدیریت مالی پروژه و تصمیمگیری درست بین خرید و اجاره (بر اساس حقیقت و واقعیت اقتصادی) حیاتی است.
مهمترین عوامل مؤثر بر قیمت خرید :
- مشخصات فنی و ظرفیت دستگاه
این عوامل مستقیماً توانایی و کاربرد جرثقیل را تعیین میکنند و اصلیترین تعیینکنندههای قیمت هستند:- حداکثر ظرفیت اسمی (Maximum Capacity): هرچه ظرفیت تحمل بار در شعاعهای نزدیک به دکل بیشتر باشد (مثلاً 20 تن در مقابل 12 تن)، قیمت بالاتر است.
- طول بازو (Jib Length): تاور کرینهایی با بازوهای بلندتر که پوشش بیشتری از سایت را فراهم میکنند، گرانتر هستند.
- ارتفاع آزاد (Free Standing Height): توانایی جرثقیل برای رسیدن به ارتفاع بدون نیاز به مهار به ساختمان، در قیمت مؤثر است.
- وضعیت و سال ساخت دستگاه
- نو یا کارکرده بودن (Age and Condition):
-
-
- دستگاه نو: بالاترین قیمت را دارد، اما شامل ضمانت تولیدکننده و فناوریهای روز است.
- دستگاه کارکرده: قیمت به طور قابل ملاحظهای کمتر است. قیمت آن به شدت به سال ساخت، ساعات کارکرد و سوابق بازرسی و تعمیرات (وجود یا عدم وجود ترکهای سازهای، وضعیت موتورها و ترمزها) بستگی دارد.
- برند تولیدکننده (Manufacturer Brand): برندهای معتبر بینالمللی مانند پوتن (Potain)، کشور فرانسه یا لیبهر (Liebherr)، کشور آلمان به دلیل کیفیت بالا، قابلیت اطمینان (Reliability) و در دسترس بودن قطعات یدکی، قیمت بالاتری نسبت به برندهای متفرقه دارند.
-
- نوع و فناوری ساخت
- نوع بازو: تاور کرینهای لوفینگ جیب (Luffing Jib) که بازوی آنها متحرک است (برای کار در سایتهای متراکم)، معمولاً پیچیدهتر و گرانتر از مدلهای لِوِل جیب (Hammerhead) هستند.
- سیستم کنترل: وجود سیستمهای کنترل الکترونیکی پیشرفته، کنترل سرعت متغیر (Variable Speed Drives)، و سیستمهای هوشمند محدودکننده گشتاور، قیمت را افزایش میدهد.
- هزینههای جانبی (Hidden Costs)
قیمت نهایی خرید شامل هزینههای جانبی است که باید در بودجهبندی لحاظ شوند:
- هزینههای حمل و نقل: هزینه حمل قطعات از محل خرید تا سایت پروژه (اغلب شامل چندین تریلی سنگین).
- هزینههای نصب و دمونتاژ: شامل اجرت تیم نصب و اجاره جرثقیل متحرک (Mobile Crane) با ظرفیت بالا برای مونتاژ قطعات تاور کرین.
- عوارض گمرکی و ترخیص (برای دستگاههای وارداتی): این هزینهها بسته به نرخ ارز و سیاستهای داخلی ایران میتواند نوسانات زیادی در قیمت نهایی ایجاد کند.
- هزینه فونداسیون: هزینه ساخت فونداسیون بتنی ثابت در سایت که یک هزینه سازهای قابل توجه است.
- تأمین قطعات یدکی: در نظر گرفتن هزینهای برای خرید اولیه قطعات مصرفی ضروری.
📊 تحلیل اقتصادی (پیش از خرید)
پیش از تصمیم به خرید تاور کرین باید این موارد را بررسی کنید:
- برآورد هزینه چرخه عمر (LCC): هزینه خرید اولیه را در کنار هزینههای نگهداری سالانه، تعمیرات اساسی، هزینههای انبارداری (بین پروژهها) و ارزش فروش مجدد پس از استهلاک (Residual Value) بررسی کنید.
- در دسترس بودن قطعات: حقیقت بازار ایران این است که برای برندهای متفرقه، تأمین قطعات یدکی ضروری ممکن است باعث تأخیر طولانی و هزینههای گزاف در پروژه شود. خرید برندی که خدمات و قطعات آن در دسترس باشد، یک تصمیم بهینه است.
- انتخاب مدل مناسب: مدلی را انتخاب کنید که ظرفیت و شعاع آن فقط کمی بالاتر از حداکثر نیاز پروژه شما باشد تا سرمایهگذاری غیرضروری روی ظرفیت مازاد انجام نشود.

سوالات متداول (FAQ) – تاور کرین (Tower Crane)
- تاور کرین چیست و در چه پروژههایی استفاده میشود؟
تاور کرین یکی از تجهیزات اصلی لیفتینگ و جابهجایی بار در پروژههای ساختمانی بلندمرتبه است و برای حمل مصالح سنگین در ارتفاع زیاد بهکار میرود. - انواع تاور کرین کداماند؟
Top Slewing (گردان از بالا) برای پروژههای مرتفع
Self-Erecting (خودبرپا) مناسب پروژههای سبک و کمارتفاع
Luffing Jib (بازوی لافینگ) برای فضاهای محدود و شهری
Flat Top (تاپلس) برای برجها و مناطق با تداخل جرثقیل - ظرفیت باربرداری تاور کرین چطور تعیین میشود؟
ظرفیت به موارد زیر وابسته است:
مدل و کلاس دستگاه
طول فلش (Jib Length)
شعاع کاری (Working Radius)
ارتفاع دکل
استانداردها و جدول باربرداری سازنده - چه زیرساختی برای نصب تاور کرین لازم است؟
فونداسیون استاندارد و طراحیشده توسط مهندس محاسب
برق سهفاز مناسب
فضای کافی برای مونتاژ و دمونتاژ
رعایت فاصله ایمنی با ساختمانها و خطوط برق - دوره سرویس و نگهداری تاور کرین چطور است؟
بازدید روزانه از کابلها، پیچها، کلایمبینگ و ترمزها
سرویس ماهانه موتور و گیربکس
تست دورهای بار توسط متخصص
ثبت اطلاعات سرویس در دفترچه نگهداری - هزینه اجاره یا خرید تاور کرین به چه عواملی بستگی دارد؟
مدل و برند ، ظرفیت باربرداری ، طول فلش و ارتفاع ، سال ساخت و میزان کارکرد ، مدت قرارداد اجاره ، خدمات اپراتور و سرویس - چه نکات ایمنی در کار با تاور کرین ضروری است؟
استفاده از اپراتور دارای گواهی معتبر
ممنوعیت باربرداری در باد شدید
بررسی روزانه سیستم ترمز، کلایمبینگ و سوییچهای ایمنی
جلوگیری از کار در مسیر خطوط برق
English Summary
Tower cranes are essential lifting machines used in large construction projects to move heavy materials with precision and reach significant heights. Their vertical mast and long horizontal jib provide wide coverage, making them ideal for high-rise buildings and major infrastructure works. Known for stability, load capacity, and operational efficiency, tower cranes help accelerate construction timelines and improve site safety. Proper installation, regular inspection, and skilled operation are critical to ensuring reliable and safe performance.
موضوعات مرتبط
* بورد اختصاصی تاور کرین – تصاویر ، ویدئو

